تبلیغات
مرز آشتی ؟ - ناصر کاتوزیان
مرز آشتی ؟
معلم نفس خود و شاگرد وجدان خویش باشید.

لینکدونی

آرشیو موضوعی

آرشیو

لینکستان

صفحات جانبی

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

ناصر کاتوزیان

زندگینامه دکتر ناصر کاتوزیان

متولد: ۱۳۱۰. تهران، محله دردار. دوران ابتدایى اش را در دبستان اقبال در خیابان «شهباز» به اتمام رسانده و دوران دبیرستان را در دبیرستان علمیه طى مى كند و پس از نقل مكان به خیابان «آب منگل» در خیابان رى در همان دبیرستان مى ماند تا اتمام این دوران. دكتر كاتوزیان با كلاس پنجم نظام قدیم رشته علمى را دنبال مى كند و در كلاس ششم آن زمان رشته ادبى را انتخاب مى كند، در همان رشته ادبى در ایران شاگرد اول مى شود و موفق به دریافت مدال درجه ۲علمى براى اولین بار در ایران مى شود. همین دریافت مدال مشوق او مى شود براى ادامه تحصیل

او با انتخاب رشته حقوق تحصیلات خود را در دانشگاه ادامه مى دهد و در این رشته موفق به كسب مدال درجه یك علمى این رشته مى شود. با فوت پدر در سال دوم دانشگاه ضربه بزرگى به دكتر كاتوزیان وارد مى شود و این ضربه باعث مى شود تا او از رفتن به وزارت امورخارجه پشیمان شود و رشته قضا را انتخاب كند. او در این رشته در مقاطع مختلف تا دكترا همواره با عنوان شاگرد اولى فارغ التحصیل مى شود و رساله اش را در سال ۱۳۳۹ باعنوان «وصیت» به پایان مى رساند و به دفعات متعدد به كشورهاى فرانسه و انگلیس و آمریكا سفر مى كند. در آنجا غور و تفحص بسیار مى كند. با این حال علاقه وافر او به فقه باعث مى شود تا مطالعات فراوانى را هم در این زمینه داشته باشد. همین امر باعث مى شود تا زبان عربى را به همان اندازه بداند كه در زبان فرانسوى و انگلیسى متبحر شده بود. در سال ۱۳۳۲ اولین مقاله استاد در مجله كانون وكلاى آن زمان به چاپ مى رسد و سلسله مقالاتش در این باره ادامه پیدا مى كند تا اولین كتاب او تحت عنوان «وصیت همزمان» با اتمام دوره دكترى به چاپ برسد. دكتر ناصركاتوزیان اولین دانشجوى ایرانى است كه موفق به اخذ مدرك دكتراى حقوق در ایران و دانشگاه تهران شده است. او در سال ۱۳۳۳ در سن ۲۳سالگى ازدواج مى كند كه حاصل آن دو فرزند پسر است كه یكى از آنها دكتراى روانشناسى بالینى دارد و در حال حاضر مقیم آمریكا است و دیگرى مهندس الكترونیك است و در همان دیار زندگى مى كند. دكتر ناصر كاتوزیان ۴۳ جلد اثر تألیفى و تحقیقى دارد كه برخى از آنها به ۹۰۰صفحه مى رسد مهمترین آنها عبارتند از: ۱ ـ عدالت قضایى (۲جلد) كه مجموعه آرایى است كه او در دوران قضاوتش جمع آورى كرده. ۲ ـ گامى بسوى عدالت (۲جلد) توصیفى از زندگى خود استاد است كه تمام زندگى اش را گامى به سوى عدالت مى داند. این ۲كتاب شامل بیش از ۴۰۰مقاله اى است كه او در مورد حقوق اساسى نوشته است. ۳ ـ مقدمه علم حقوق كه هنوز در دانشگاههاى مختلف تدریس مى شود و بیش از چهل بار تجدید چاپ شده است. ۴ ـ فلسفه حقوق (۳جلد) گل سرسبد كتابهاى دكتر كاتوزیان. او این ۳جلد كتاب را بیش از همه آثارش دوست دارد. البته جلد سوم این مجموعه منطق حقوق نام دارد. ۵ ـ حقوق مدنى: دكتر كاتوزیان بیش از ۲۰جلد كتاب درباب موارد مختلف حقوق مدنى از جمله خانواده، تعهدات، قراردادها، مسؤولیت هاى مدنى، ارث و وصیت و… نوشته است. ۶ ـ نظریه عمومى حقوق ۷ ـ كلیات حقوق ۸ـ فرهنگ كاتوزیان ۹ ـ تاریخ انقلاب مشروطه ایران ۱۰ ـ آزادى اندیشه و بیان: دكتر كاتوزیان این كتاب را به سفارش سازمان ملل متحد در مورد آزادى اندیشه و بیان در ایران نوشته است.

 اولین قانون اساسى جمهورى اسلامى ایران نیز توسط دكتر كاتوزیان تدوین شده است.

 


دكترناصر كاتوزیان
زندگى براى عدالت

احمد جلالى فراهانى:

بهتر است از آخر شروع كنیم. غروب آویزان شاخه ها بود كه دكتر «ناصركاتوزیان» جمله آخرش را گفت. جمله اى كوتاه، پرمغز و ماندنى. حكایت آینه و جوان و پیر و خشت خام. «به جوانها مى گویم اگر از چیزى عصبانى هستید مراقب باشید، میراث گرانبهاى چندین و چندساله پدرانتان را از روى عصبانیت به زمین نزنید...» و این تمام پختگى و حوصله پیرمردى سفیدموى و مرتب را نشان مى دهد كه شمرده شمرده سخن مى گوید و هیچ عجله اى براى گفتن ندارد. دكتر ناصر كاتوزیان حالا درآستانه ۷۳سالگى است. با آنكه جدى است اما مهربانى و شفقت در چشمانش موج مى زند. متین، صبور، مؤدب و خوش سخن و البته آراسته. «امیرناصر كاتوزیان» دركوچه در دار درخیابان رى به دنیا آمده است. ده سال پیش از آنكه رضاشاه اریكه قدرت را به قماش انگلیس و دارودسته متفقین بسپارد.
او درباره ۷۳سالگى اش با خنده مى گوید: «به نظر شما زیاداست اما اگر ۷۳ساله باشید متوجه مى شوید كه چقدر كم است» .
خاندان كاتوزیان ازخانواده هاى باسابقه و كهن در تهران است و نام خانوادگى اصلى آنها تهرانى بوده است كه درزمان رضاشاه وقتى مجبور به دریافت شناسنامه مى شوند به دلیل علاقه به زبان اصیل پارسى، لغت «كاتوزیان» را از شاهنامه براى نام خانوادگى خویش اقتباس مى كنند و كاتوزیان به معناى پارسایان است. «گروهى بودند كه تقریباً روحانیون دربار ساسانى را تشكیل مى دادند و درواقع طبقه باسواد زمانه خود بودند و از نفوذ فراوانى برخوردار بودند و چون خانواده ما خانواده اى روحانى بود. حتى عموى من قبلاً روحانى بود و بعدها به اجبار دربار عمامه ازسر برمى گیرند و این فامیل را از شاهنامه مى گیرند. آنجا كه مى گوید «گروهى كه كاتوزیان خوانى اش‎/ به رسم پرستندگان دانى اش» و این شعر فردوسى است.»
 چرا دكتر ناصر كاتوزیان رشته حقوق را انتخاب كرده است؟ دلیلش براى این كار متواضعانه است. مى گوید: «اتفاق باعث آشنایى من با علم حقوق شد.» و همین اتفاق باعث مى شود تا سرآمد دوران خود دراین رشته شود و شاید اگر او كاپیتان تیم والیبال مدرسه اش نمى بود و اصرار مدیرمدرسه براى حفظ این دانش آموز نبود او هرگز وارد عرصه حقوق نمى شد. «و البته اتفاق تنها هم نبود. بعدها كه وارد دانشگاه شدم از انتخاب خودم كاملاً راضى بودم و به آن افتخارمى كنم.» شاید انتخاب رشته حقوق درخانواده كاتوزیان یك سنت نباشد اما اغلب بزرگان و مشاهیر این خانواده براى ادامه تحصیل خود رشته حقوق را انتخاب مى كنند و خود استاد دراین باره مى گوید: «خانواده ما بیشتر حقوقدان هستند. بزرگان خانواده ماقبل از من هم به حقوق خیلى علاقه مند بودند. حتى یكى از قوم و خویش هاى ما اول دانشكده پزشكى را انتخاب كردو بعد پشیمان شد و درانگلستان اقتصاد سیاسى را برگزید.» و البته منظور استاد كسى نیست جز «محمدعلى كاتوزیان » كه بسیارى از آثارش در ایران چاپ شده و مورداستفاده قرارمى گیرد. خواسته هاى مغفوله خاندان كاتوزیان البته نقش فراوانى درهدایت استاد به رشته حقوق داشته و خود نیز معترف این ماجراست. زراندوختن و جمع ثروت صفتى نیست كه اهالى علم و تحقیق را تحریك كند و این روحیه البته از ویژگیهاى دكتر كاتوزیان هم هست. چنانكه پس از اتمام دوران دانشكده حقوق در مقطع لیسانس از سال ۱۳۳۴ تا ۱۳۴۵ در دادگسترى روزگار مى گذراند و مشاغل مختلفى را تجربه مى كرد تا جایى كه حتى به ریاست دادگاه اراك و مستشار دادگاه استان و معاون ادارى و حقوقى هم مى رسد، اما داشتن روحیه تحقیق و پژوهش از یك طرف و عشق و علاقه او به تدریس و همچنین مخالف خوانى هایش با دستگاه حاكم از طرف دیگر سبب شد تا كنج خلوت تحقیق و تفحص را به دنیاى پراضطراب و جنجال دادگسترى ترجیح دهد و به دنیاى علم و آرامش نقل مكان كند.
«روزى كه لیسانسم را گرفتم، درس وصیت را كه درس بسیار مشكلى هم بود، در كتابهاى فقهى هم مى دیدم كه البته مفصل ترین مبحث آن كتابها هم همین مسأله وصیت است. این انگیزه كه بتوانم در باب این مسأله تحقیق كنم، باعث شد تا از همان روزى كه قلم دانشجویى را زمین گذاشتم، قلم تألیف را به دست بگیرم.» «من هم مثل هر جوانى در آن ایام آرزویى داشتم. من همیشه آرزو داشتم تا یك نویسنده و محقق بزرگ شوم. هیچ وقت آرزو نداشتم یك ثروتمند بزرگ یا یك سیاستمدار مشهور یا یك قدرتمند واقعى شوم.»
 آیا او به آرزویش رسیده؟ در جواب این پاسخ چیزى جز لبخند از دكتر ناصر كاتوزیان نخواهید شنید. او رسیدن به آرزو را به مثابه توقف مى داند. مى گوید «وقتى میكل آنژ مجسمه «پتیا» را ساخت و در كلیسا خیلى مورد توجه قرار گرفت، خودش گریه مى كرد. وقتى از او پرسیدن چرا گریه مى كنى؟ گفت: براى اینكه این پایان كار من است. چون از این كار خوشم آمده.» و این گفته كاتوزیان نشان دهنده تلاش او براى نگه داشتن روحیه نارضایتى از خود و طلبگى است. او از كارهاى خود به معناى واقعى راضى نیست و در جواب این سؤال كلیشه اى كه اگر دوباره به دنیا بیایید، آیا همین مسیر را طى خواهید كرد؟ مى گوید: «اگر دوباره به دنیا بیایم، دوست دارم كارهاى قبلى ام را ادامه دهم.»
 بزرگترین معضل نظام حقوقى ما چیست؟ چرا خیلى از آنها كارایى خود را از دست داده اند؟ دكتر كاتوزیان فراموش شدن جامعه از سوى حقوقدانان را عامل عمده نقصان مى داند و مى گوید «آنها فكر مى كنند همه چیز در قانون باید گفته شود و منبعث از قانون است، درحالى كه حقوق غیر از قانون است. قانون بخشى از حقوق رسمى است كه توسط قوه مقننه و مجریه وضع مى شود، ولى این اندیشه ها هستند و جامعه و سازمانهاى اجتماعى كه حقوق را مى سازد و زمینه هاى اصلى اش را فراهم مى كند.» دكتر كاتوزیان دو دلیل را علت عقب ماندگى مان از كاروان تمدن و چسبندگى بیش از اندازه مان به قانون مى داند. اول آنكه حقوق ما نتوانسته است معناى واقعى فقه را بشناسد و همین ضعف عمده به قوانین ما سرایت كرده است و فكر مى كنیم همه چیز باید در قانون باشد و همه چیز را قانون به ما بگوید. در واقع ما فراموش كرده ایم كه عرف و عادت و هنجارهاى اجتماعى و نیازهاى آن نیاز مبرم به مراجعه ما به قوانین فقهى و بررسى دوباره آنها دارد. ضمن آنكه این عوامل خود نیازهایى را به وجود مى آورد كه این نیازها موجب به وجود آمدن قواعدى مى شود كه حتى دولتها را مجبور به وضع قانونى آنها مى كند. او در این باره مى گوید «درست است كه دولتها مقتدر هستند.
اما این اقتدار كاملاً ظاهریست و دولت از اطراف تحت فشارهاى متعدد اجتماعى است كه بخش عمده اى از آنها منبعث از نیازهاى اقتصادى و حتى سنتها واخلاق و مذهب است و این ها در واقع در حال مبارزه با یكدیگرند. قانونى كه وضع مى شود نتیجه پیروزى یكى از این فشارها بر سایر نیروها است. ما فراموش كرده ایم كه قوه قضاییه مى تواند در قلمرو قوانین و تفسیر آنها خود كارگزار باشد.» در واقع از نظر دكتر كاتوزیان دلیل اول عقب ماندگى نظام حقوقى ما از نیازهاى امروز سنت گرایى شدید است كه در ما وجود دارد و اجازه خلاقیت و تصمیم گیرى نمى دهد. و اما دلیل دیگر این عقب ماندگى: «ما از نظر نظام ادارى و حقوقى خیلى تحت تأثیر نظام حقوقى فرانسه قرار گرفتیم. آنها براى حقوق مدنى بعد از ناپلئون همین ارزش و تقدس را قائل بودند ولى حالا این طور نیست و آنها از این حیث خود را نو و مدرن كرده اند و ما همچنان و همان سر كلاه آى با كلاه مانده ایم.» او معتقد است «حقوقدانان حتماً باید با این شیوه هاى كهنه و منسوخ مبارزه كنند و نداى عدالت و نداى وجدان و آن عرفان حقوقى را كه به هركسى كه حقوقدان هم نیست اما وقتى یك قضیه حقوقى پیش او مطرح مى شود مى تواند تشخیص دهد كه عدالت كدام طرف است را بیشتر مد نظر قرار دهند و به آن توجه بیشترى بكنند.»
از نظر او ما براى اینكه بتوانیم از یك نظر حقوقى مدرن و كارآمد برخوردار باشیم باید ابتدا جامعه مان عادت كند به اینكه قانون را درست اجرا كند و بعد از آن وقتى كه به قانونگرایى كامل رسیدیم آن زمان بهترین زمان براى یافتن راه حل مناسب براى دور زدن قوانین ـ در جهت بهبود شرایط زیست اجتماعى ـ و تنظیم دوباره آنها در استنباطها براى رسیدن به عدالت واقعى خواهد بود.
دكتر كاتوزیان مى گوید: «هدف حقوق و تمام زیر و بم آن اجراى كامل عدالت و مصونیت جامعه از ظلم و بى عدالتى است.» او علت اصلى ماجراى مشروطیت را هم در همین نكته مى بیند و مى گوید : «عموى من یكى از سران اصلى مشروطیت بود و از او یادداشتهاى متعددى هم در این باره به دست من رسیده كه آن را در كتابى تحت عنوان «برداشتهایى راجع به تاریخ مشروطیت» به چاپ رسانده ام. در آنجا در مقدمه اش نوشته ام كه انقلاب مشروطیت در واقع قیامى براى دموكراسى خواهى نبوده است بلكه حكومت عادل مى خواسته اند و عدالتخانه.» او علت مشروطیت را آراى متضادى مى داند كه قضات آن زمان صادر مى كردند و فساد شدیدى كه در دستگاه قضاى آن دوران رخنه كرده بود را عامل اصلى آن قیام مى داند.
 دكتر كاتوزیان در باره آزادى مى گوید:«آدمى اگر نتواند آنگونه كه مى اندیشد افكارش را بیان بكند و اصلاً جرأت بیان فكرش را نداشته باشد مطمئناً اندیشه شكوفا نخواهد شد»و این یكى از دغدغه هاى اصلى اوست. از نظر او هنوز سنگینى سالیان دور و دراز حكومتهاى مستبد در تاریخ ایران بر رفتار و سكنات ما سایه انداخته است و ما هنوز تحت تأثیر بیش از چند هزار سال استبدادى هستیم كه در تاریخ مان به ثبت رسیده و تازمانیكه سنگینى این سایه از شانه هاى ما جدا نشود در بحث آزادى و عدالت همچنان در خم اول این وادى باقى خواهیم ماند و این حاصل نمى شود مگر زمانى كه هر كس هر آنچه مى اندیشد را بیان كند و برخورد اندیشه ها براثر همین اصل پیش پا افتاده میسر گردد. او مى گوید: «در همین حقوق موانع فراوانى براى آزاد اندیشى وجود دارد و تا این موانع از سر راهش برداشته نشود پاى نظام حقوقى ما همچنان مى لنگد.»
 
این نوشته برگرفته از روزنامه ایران می باشد.

درباره وبلاگ

سلام
به وبلاگ من خوش اومدین،
من فارغ التحصیل رشته حقوقم،قصد دارم مطالب و مقالات حقوقی ونیز مطالبی درمورد دانشگاه، فرهنگ ومطالبی هم که جالب و خواندنی باشه رو در این وبلاگ درج کنم.امیدوارم که این مطالب برای شما مفید واقع شوند وخوشحال خواهم شد که نظر شما رو در قسمت نظرات ببینم.

با تشکر
مدیر وبلاگ : اسعد رازیان

آخرین پست ها

جستجو

نظرسنجی

  • کدام یک از مشاغل زیر مورد علاقه شماست؟






نویسندگان

وبلاگ
title

تصویر روز

چت روم

چت روم